تبليغاتX
J U S T F U N Y
این وبلاگ هیچ گونه فعالیت +18 ندارد همه خوش آمدن (همه رقمه )
با عرض سلام به دوستای بلاگفا ییم و اونا یی که شاید اولین باره این وبلاگ و میبینن

این وبلاگ دیگه پست مطلب جدیدی  توش نمیاد خودم هم دیگه سر نمیزنم این دورو ورا

اما من و تو  facebook و cloob.com

میتونین پیدا کنین

یکی از دوستان منو با شهرام اشتباه گرفته خواستم به دوستمون  نونا بگم من علیرضا ام نه شهرام

آدرس صفحه کلوب من این خوشحال میشم سر بزنین

http://www.cloob.com/name/alijoon_banamak

آی دی یا هو :   alireza_baniameryan@yahoo.com

خدا حافظ دوستای بلاگفا یییم

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم مهر 1388ساعت 15:3  توسط علیرضا   | 

ا
گه مدت زیادیه كه ایران نبودین و حالا قصد دارین بعد چندین سال بیاین ایران باید خدمتتون عرض كنم كه ما دچار تحولات بزرگی شدیم و در طول این مدت پیشرفتای زیادی كردیم بطوریكه خیلی چیزا دیگه اون كاربری سابق رو ندارن، پس برای اینكه بعد از بازدید از وطن دچار اصحاب كهف زدگی نشین بهتر یه سری از تغییرات زیر رو بخونین تا به نوآوری و شكوفایی ملی این ملت همیشه در صحنه افتخار كنین

1-ایستگاه اتوبوس:مكانی كه مردم در آن می ایستند و به شركت واحد فحش خواهر و مادر میدهند هر از گاهی هم یك اتوبوس پر یا خالی بدون توقف رد میشود تا ك... شما بیشتر بسوزد.
2-چراغ راهنمایی:یك نوع رقص نور سه رنگ كه برای زیبایی در چهار راه ها نصب میشود
3-استادیوم فوتبال:جایی كه شما در آن به ارتباط منطقی بین "شیرسماور،اگزوز خاور وك... داور پی خواهید برد" كه به دنبال آن زندگیتان متحول خواهد شد
4-خانه خالی یا مكان:خانه ای كه پدر و مادر و یا همسر و بطور كلی "سر خر" برای مدتی در آن تشریف ندارند و شما هر غلطی كه فكرش را بكنید می توانید انجام دهید
-پی نوشت:مواظب 110 و همسایه های فضول باشید
5-كامپیوتر:وسیله ای مناسب برای گوش كردن mp3 وچت كردن
6-موبایل:ابزاری كه میشود فیلمهای س.ك.س.ی و خانوادگی دیگران را در آن نگهداری كرد و با دیگران نیز به اشتراك گذاشت، بعضی وقتها هم از آن برای صحبت كردن استفاده میشود
7-رییس جمهور:فردی زیباروی و مسلط به علم تعبیر خواب و پیشگویی امور جهانی(یه چیزی تو مایه های یوزارسیف) كه از وی برای ساختن جوك و اس.ام.اس استفادهای فراوان میشود
8-علی داییبا لهجه بخوانید)خیلی بخشید آقای فلدوسی پول، تیم ملی مال بابام هركاریم دلم بخواد میكنم
9-و اما تعارفات در پشت تلفن یا موبایل
كجایی پدرسگ: یعنی تو این مدت كه ندیدمت دلم برات تنگ شده بود
كجایی خواهر فلان:یعنی دلم برات خیلی خیلی تنگ شده
تو معلوم هست كجایی مادر فلان:یعنی تو نفس من بیدی! زندگی بدون تو معنی نداره
خداحافظ مادر... پدرسگ:بازهم به ما سر بزن
 
باای تا هاای
نظر فراموش نشه
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 14:58  توسط علیرضا   | 

 

آهنگ زیبای کلاه قرمزی که نوروز 88 از شبکه 2 پخش شد واسه دانلوود  mp3

 سلااااااام

بروو بچ این آهنگ بسیار شااد کلاه قرمزی  و آقای مجری برای دانلووده

که نوروز امسال از شبکه ۲ پخش شد از اونجا که خیلی که گیر میاد من

گذاشتم برا دانلوود

امید وارم لذت ببرین ازش

لینک غیر مستقیم از 4shared

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 11:59  توسط علیرضا   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 17:24  توسط علیرضا   | 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 12:10  توسط علیرضا   | 

 سلام دوستای خوب و هم زبونای عزیزم سال ۸۷ و هم پشت سرمون گذاشتیم با همه بدی و خوبیایی که داشت حالا جلومون امسال و سالای بعدیشه که از همین روزای اول امیدوارم با لب خندون و دل شاد آغازش کنین کینه ها رو هم دور بریزین و با تلاش و جدیت اما با لبی خندون آغاز کنین  تا توی روزی نو روزی نو تری بگیرین

شعر زیرو از مرحوف فریدون فرخ زاد براتون نوشتم درود به روح همیشه سبزش

همیشه شاد و همیشه وعاشق باشین

همراه با لینک دانلود این آهنگ زیبا

دانلود آهنگ خوشگل سال نو مبارک

سال نوعی رسیده باز سال نو مبارک

در سخنم دمیده باز سال نو مبارک

سال به هم رسیدن و دل ز غم بریدن

 سال ستاره چیدن و وقت پر کشیدن

در دل من شکوفه ایست از تبار ایران

پای بکوب و خوش بخوان در کنار ایران
دوره ی غم چو بگذرد شب ما سر آید

 روز دوباره می رسد به   افتخار ایران

خواب گل از طراوت چلچراغ باغست

لحظه ی سال نو پر از نور چلچراغ است

پیر و همه سپیده روز بر تن صبورم

مثل سپیدی افق در دل اتاق است

دست بزنین شادی کنین که سال نو رسیده

 روز نویی مییون تاریکی شب رسیده

مگه میشه گفت که دل شکسته سال نو نداره

 با سال نو پر می کشیم به خونمون دوباره

هفت سین نوروز وصدای خوندن قناری 

خبر میدن که باز نشسته بر درخت بهاری

عطر گلاب قمصر و سنبل سرخ شیراز 

به خاطرات بچگی هامون میرن سواری
دست بزنین شادی کنین که سال نو رسیده

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 2:24  توسط علیرضا   | 

بنر تبلیغاتی عربی حجاببنر تبلیغاتی ایرانی حجاب

اون تصویر بالایی حاصل کار هنرمندان ارزشی عرب در تبلیغ حجاب است این پایینی هم حاصل زحمات هنرمندان ارزشی ایرانی در کپی کردن همان طرح بالایی است. تازگی ها با چسباندن این تصویر در اطراف مدارس دخترانه یک حرکت ارزشی در جهت تبیین جایگاه واقعی زن و مرد شروع شده که شایسته تقدیر است. با توجه به اینکه قرن ها است شاعران منحرف با تشبیح  زن و مرد  به شمع و پروانه و گل و بلبل افراد نا اگاه را به بی ناموسی تشویق می کنند جا دارد هنرمندان ارزشی برای شیرفهم کردن ملت فهیم ایران بیشتر تلاش کنند. برای ارزیابی درک تصویری خودتون از تصویر بالا به این سوالات جواب دهید

1- شباهت دخترها به شکلات در این است که …..

الف- هر دو به کشورهای عربی صادر می شوند

ب- هر دو را باید بسته بندی کرد تا فاسد نشوند

ج- هر دو باید دور از دسترس اطفال نگهداری شوند

د- هر دو برای لذت بردن ساخته شده اند و خاصیت دیگری ندارند

 


 
2- دختری که در محل کار حجاب را رعایت می کند ولی در خانه پارتی می اندازد چه نوع شکلاتی است؟

الف- شکلات مغزدار

ب- شکلات رژیمی

ج- شکلات دو رنگ

د- هات چاکلت
   
3- اگر نسبت دخترهای بدحجاب به پسرهای دخترباز مانند نسبت شکلات باشد به مگس، نسبت پسرهای دخترباز به بچه مثبت ها مانند نسبت ……………..

الف- مگس بالدار است به مگس بی بال

ب- مگس سالم است به مگس دیابتی

ج- مگس معمولی است به خرمگس

د- مگس سمج است به مگس بی بخار
 
 
 4- اصطلاح (( شکلات پیچ )) به چه معنی است؟

الف- دختری با حجاب خفن که فقط یک چشمش بیرون است

ب- میت کفن شده

ج- کسی که دوست دخترش او را پیچانده باشد

د- الف و ب صحیح است
 
5- پسری که با دخترهای گشت ارشاد دوست می شود چه نوع مگسی است؟

الف- خرمگس

ب- مگس نابینا

ج- مگس سرکه

د- مگس قانع

 
6- اگر دخترها شکلات باشند و پسرها مگس نقش گشت ارشاد برابر است با ……..

الف- خرمگس معرکه

ب- پشه بند

ج- بسته بند سیار

د- صاحب قنادی

گزینه ی اضافی : مگس کش
 
  7- با استفاده از پیام نهفته در تصویر بالا شعر انحرافی زیر را اصلاح کنید (( حاجت مطرب و می نیست تو برقع بگشا تا چو زلفت سر سودازده در پا فکنم ))

الف- حاجت مطرب و می نیست تو برقع بگشا تا بیان حالتو بگیرن

ب- حاجت مطرب و می نیست تو هم برقع نگشا که حوصله دردسر نداریم

ج- مطرب و می چیزهای بسیاری بدی می باشد خواهرم تو شکلاتی و من مگستم خودت را در جای خشک و خنک و پوشیده نگه دار که من هم بروم دنبال کارم

د- حاجت مطرب و می نیست تو برقع نگشا زلفاتم جمع کن بزار سر ما هم سر جاش بمونه
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 2:9  توسط علیرضا   | 

سلام بروبچ یا  این پست واسه اون دسته از دوستاس که فکر میکنن من سر به سره خانوا میزارم

بچه ها مطالب  این بلاگ همگی جمبه تفرح و سرگرمی داره و خووب خنده

 1-در شهر خرم آبادازاستان لرستان:شرایط عبارتند از: *داشتن باشگاه بدنسازی *داشتن حداقل یك مقام نائب قهرمانی در مسابقات قویترین مردان ایران *داشتن عكس یادگاری و امضا از فرامرز خود نگار و محراب فاطمی *بازگرداندن كمك های مردمی مفقود شده در زلزله بم به مسئولان ذیربط!!! *نكته:در صورتی كه عضلات شكم شش طبقه باشند امتیاز ویژه محسوب خواهد شد!(5 امتیاز)

 2-شهر تبریز از استان آذربایجان غربی.شرایط عبارتند از: *تلفظ حرف ق *ادای كلمات قلقلك و قوز بالای قوز بدون كوچكترین اشتباه! *دانستن جواب مسئله 2X2 از لحاظ مختلف *بلد بودن جك های متعدد درباره بچه های تهران *داشتن مدال لیاقت و شجاعت از اداره فرهنگ و هنر تبریز جهت بستن بمب به كمر و منفجر كردن كامیون حامل جك های صادراتی تبریز به استان های همجوار.

3-شهر زاهدان از استان سیستان و بلوچستان.شرایط عبارتند از: *توانایی قورت دادن سه كیلو تریاك *توانایی عبور 20 كیلو محموله مواد مخدر از جلوی مأموران مرزبانی *داشتن مزرعه خشخاش *آشنایی دیرینه با عبدالقمر خان قاچاقچی پاكستانی *دارای رفت و آمد خانوادگی با جمشید هاشم پور!

4-شهر رشت از استان گیلان.شرایط عبارتند از: *داشتن رو حیه مهمان نوازی! *داشتن روحیه مهمان نوازی! *داشتن روحیه مهمان نوازی!

5-شهر قزوین از استان قزوین.شرایط عبارتند از: *نداشتن چشم طمع به برادر همسر! *توانایی خم شدن و استقامت در وسط شهر قزوین! *[...] و [...] 

6-شهر اصفهان از استان اصفهان.شرایط عبارتند از: *خوردن موز به صورت دو بار در هفته! *دست و دلباز بودن *داشتن حداقل سه بار سابقه دعوت دوستان به شام یا نهار و یا یكبار برگزاری مهمانی فامیلی *ننازیدن به سی و سه پل و سایر ابنیه تاریخی! *راستگویی و صداقت!!!

7-شهر های سنندج و كرمانشاه از استان های كردستان و كرمانشاه.شرایط عبارتند از: *توانایی پوشیدن شلوار استرج و تنگ به مدت 24 ساعت *نداشتن سیبیل *تعهد به خاك ایران و نداشتن ادعای استقلال طلبی! *نداشتن سابقه دعوا و قلدری *نبریدن سر نویسنده این مطلب!!!

8-شهر آبادان از استان خوزستان.شرایط عبارتند از: *كوتاه كردن پشت مو و استفاده از عینك آفتابی فقط در صورت لزوم و زیر آفتاب! *پوشیدن پیراهن و شلوار سفید *نداشتن هیچ گونه ادعا نسبت به همنشینی با راكی-رامبو-جكی چان-بروسلی و بیل كلینتون *نداشتن هیچ گونه ادعای مالكیت نسبت به برج ایفل â €"برج پیزا-مجسمه آزادی و برج میلاد! *داشتن روحیه راستگویی و حقیقت طلبی(یعنی زیاد لاف نیاد) 

9-شهر یزد از استان یزد.شرایط عبارتند از: *توانایی زیستن در آب و هوای خوش. *آشنایی با اشیائی چون چمن-سبزه-قناری و سایر موجودات زنده ساكن مناطق خوش آب وهوا *نداشتن روحیه آب زیر كاه و رندی *ادای حرف های خ و ق بدون تشدید

10-شهر تهران از استان تهران.شرایط عبارتند از: *داشتن تنها دو دوست دختر *آشنا نبودن با معنی و مفهوم كلمات دودره-تلكه-تیغیدن و .... *داشتن روحیه جوانمردی *مرد بودن!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 13:26  توسط علیرضا   | 

 

 

 

l0lcf4kwqabrggcmlp.jpg

ویژگی های کلی:این دختران از آن دسته دخترانی هستند که تا زمان ورود به دانشگاه با واژه ای به اسم پسر غریبه هستند و تنها وسیله نقلیه ای که سوارشده اند اتوبوس می باشد.از نظر شکل ظاهری بیشتر شبیه مردان غیرتمند و با خدا هستند!!!

خصوصیات دانشجویان دختر:

ترم 1- اصولاً وقتی به آنها بگویید با سه حرف پ- س – ر یک کلمه معنی دار بسازید مخ آنها ERRORمیدهد! چون فکر میکنند تنها دانشجوی این مملکت هستند عمراً کسی را تحویل نمیگیرند.و تا وقتی که قبل از اسمشان کلمه مهندس و دکتر را به کار نبرید جوابتان را نمی دهند! {پیشنهاد میکنم که در دختران ترم یکی (صفری) به دنبال GF نباشید چون اولاً پا نمدهند و ثانیاً اگر حتی یکی از این دختران برای دوستی پا بدهد(یکی در هر 10 میلیون سال)همه به شما به چشم یک همجنس باز نگاه خواهند کرد!} فقط برای عملیات قضای حاجت به WC می روند.طولانی ترین مسیری را که طی میکنند مسیر دانشگاه تا خانه می باشد.به پسران همکلاسی به چشم خواستگار نگاه می کنند.تمام کتب ترم اول را می خرند و با دقت جلد میگیرند.سوژه خنده دانشجویان ترم بالایی هستند. وقتی به آنها سلام میکنید به چشم یک مزاحم خیابانی به شما نگاه میکنند!(بی جنبن دیگه!!!) درفاصله بین کلاسها نان و پنیر دستپخت مادر را میل میکنند تا انرژی بگیرند!

ترم 2 – همچنان قادر به ساختن کلمات معنی دار نمیباشند!متوجه میشوند به غیر از آنها افراد دیگری نیز به اسم دانشجو تو این مملکت هستند! به مقداربسیار ناچیز از قطر ابروها کاسته میشودولی سیبیل جزیی از اعضای ثابت بدن می باشد..سر کلاس متوجه موجوداتی عجیب و غریب میشوند اما اسم آنها را نمی دانند.کماکان مسیر دانشگاه تا خانه بدون هیچ کم و کاستی طی میشود.نیمی از کتاب های ترم را میخرند و نیمه دیگر را از کتابخانه میگیرند.
اگر به آنها سلام کنید در جواب زمزمه نامفهومی میشنوید با این مضمون:سلام علیکم ورحمة الله و برکاته! دو- سه بار از جلوی تریای دانشکده رد میشوند اما جرأت داخل شدن را ندارند!(استغفرالله)

ترم 3 - به معنای واژه پسر پی می برند و با ماهیت آن موجودات عجیب و غریب آشنا می شوند.به این نکته حیاتی پی می برند که تنها استفاده WC قضای حاجت نیست!!!سوژه خنده پیدامیکنند . همه کتابها را از کتابخانه می گیرند و متوجه میشوند که تا 4 جلسه میتوانند سر کلاس غیبت کنند.می فهمند که شهر خیلی بزرگ است و غیر از خانه شان جاهای دیگری هم دارد! تریا دانشکده تبدیل به پاتوق آنها میشود.در جواب سلام شما میگویند سلام!


ترم 4 – با واژه BF آشنا میشوند اما راه و رسم تور کردنش را بلد نیستند.ابروها نازکمیشودوسیبیل ناپدید!در ساعت های استراحت بین کلاسها و حتی وسط کلاس ها به WC میروند!همیشه در دانشگاه از قسمتهای ''پر پسر'' عبور میکنند.شروع میکنند به پرسیدن آدرس از پسرای خوش تیپ دانشگاه!(نکته:اگر دیدید که جلوی در آموزش یه دختر ازتون آدرس آموزش رو پرسید پس: 1- دختره ترم 4 درس میخونه.2-شما خوشتیپید!.3 – یالامخشو بزن دیگه چلمن!)شروع میکنن به نوشتن جزوه !هر 2-3 شب یکبار به خانه میروند برای حاضری و به خاطر غر زدنهای مامان بابا.(خوب پدر مادرن دیگه دلشون تنگ میشه شما به بزرگی خودتون ببخشید!) و تعویض لباس و بقیه روز ها خونه دوستشون درس میخونن!(آره جون خودت .بیچاره پدر ,مادره خبر نداره خوابگاه دخترا بغل خوابگاه پسراست!!!!) در جواب سلام شما میگویند:سلام.چطوری؟خوبی؟



ترم 5 –یکی از این موجودات خوش خط و خال (BF ) را بدست می آورند اما چون تازه کار هستند بامبول های زیادی سرشان پیاده میشود!اصلاً سرکلاسها نمی روند و از دانشگاه فقط با WC کار دارند!چون BF دارند دیگه احدی را تحویل نمیگیرند و درست مثل ترم یک میشوند( چون این دفعه
فکر میکنن فقط خودشونن که BF دارند و آسمان باز شده این پسره افتاده تو بغل اینا! =آخر بی جنبگی)کوتاهترین مسیری را که طی میکنند مسیر دانشگاه به کافی شاپ و سپس خانه میباشد.از چهره مردانه گذشته تنها خاطره ای باقی مانده است!(اینجاست که میگن مردونگی مرده!!!) به دلیل افزایشآرایشات روی صورتشون اضافه وزن می آورند و برای جبران آن از مقدار شلوار و مانتو شان کم میکنند!یک میز اختصاصی برای خودشان و BFشان در تریا دانشکده رزرو است!تابلو میشوند.کارکنان حراست دانشگاه آنها را به اسم کوچک می شناسند.سند کمیته انضباطی را به نامشان میکنند!در جواب سلام شما (بعد از 10 دقیقه!) می گویند:اوا سلام ببخشید حواسم نبود(طرف داره عاشق میشه و حواسش یه جای دیگست....خاک بر سرت!)



ترم 6 – خیلی تابلو میشوند!عاشق میشوند! مورد سوءاستفاده قرار میگیرند!مشروط میشوند!!!

ترم 7 –به طرز وحشتناکی تابلو میشوند! در عشق شکست میخورند!مشروط میشوند!

ترم 8 – دوباره آدم میشوند.دیگر تابلو نیستند چون جوانان مستعد دیگری جای آنها را میگیرند(من لذت می برم میبینم این جوونارو.......!)جای جای دانشگاه برایشان خاطره انگیز است.مثل بچه آدم این ترم درس میخوانند فارغ میشوند.در به در دنبال شوهر میگردند.به نگهبان جلوی در دانشگاه هم پا می دهند.

بعد از دانشگاه: ازدواج میکنند و رخت بچه میشورند

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 12:57  توسط علیرضا   | 

خدایا آیا یوسف انقدر زشت بوده است؟

خدایا چرا پوتیفار انقدر جذاب تر است؟


خدایا چرا صدای یوسف تو دماغی است؟


خدایا آیا زنان برای این یوسف دست هایشان را بریده اند؟


خدایا چرا گریمور این سریال انقدرناشیست؟


خدایا چرا یوزارسیف هاله ی نورانی ندارد؟


خدایا چرا لباسهای زنان مصری اینچنین کلفت و انبوه است؟


خدایا چرا وقتی زنان هیز مصری دستان خود را می بریدند صدای قرچ قروچ چرخ های گاری از آنان استخراج می شد؟



خدایا چرا آمنهتب ته لهجه یاصفهانی دارد؟


خدایا چرا چنین بلایی سر موهای رحیم نوروزی آورده اند؟


خدایا پروانه معصومی دیگر چه از جان این سریال می خواهد؟


خدایا آیا این سریال تاریخی است یا طنز؟


خدایا از برای چه لباس یوزارسیف در آن زندان کثیف و یا حتی در هنگام خرد کردن سنگ همچنان سفید باقی ماند؟


خدایا آیا در آن زمان وایتکس وجود داشته؟


خدایا چرا هیچ مویی بر دست و پای مردان این فیلم نروییده؟!


خدایا آیا مصریان باستان گر بوده اند؟

خدایا آیا در همه ی زندان های آن زمان به جای موش همستر وجود داشت؟


خدایا پس این یعقوب کی کور میشود؟


خدایا چرا بنیامین از یوزارسیف خوشگلتره؟


خدایا دمت گرم این پوتی فار چقدر روشن فکر می باشد!!!


خدایا آیا در آن زمان اتو و چسب مو وجود داشته؟

خدایا آیا زلیخا و کاریماما نسبتی با قالی کرمان دارند؟


خدایا منم از اون دستمال قرمزا که برای یوزارسیف کادو می اوردند می خواهم


خدایا چرا دکور این فیلم اینچنین مزخرف و ابتدایی است؟


خدایا آخه اردلان شجاع کاوه را چه به نقش جبرئیل!!! آنهم با آن صدای تو دماغی اش!!! آدم گرخیدنش می گیرد


خدایا این سریال را از ما نگیر
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 23:57  توسط علیرضا   | 

 

 

 

703

 

همیشه موفق و پیروز باشین

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 23:38  توسط علیرضا   | 

 

تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی همتی کن و بگو ماهی ها حوضشان بی آب است

 

بچه این پست و سرفا واسه اینکه قشنگ بود این جمله گذاشتم اصلا نگران نباشین دوستای خوبم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 0:46  توسط علیرضا   | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 22:2  توسط علیرضا   | 

گاو ما ما مي كرد...

گوسفند بع بع مي كرد...

سگ واق واق مي كرد...

و همه با هم فرياد مي زدند حسنك كجايي؟؟؟

شب شده بود اما حسنك به خانه نيامده بود.حسنك مدت هاي زيادي است كه به خانه نمي آمد.

او به شهر رفته و در آنجا شلوار جين و تي شرت هاي تنگ به تن مي كند.او هر روز صبح به جاي غذا دادن به حيوانات جلوي آينه به موهاي خود ژل مي زند.

موهاي حسنك ديگر مثل پشم گوسفند نيست چون او به موهاي خود گلت مي زند.

ديروز كه حسنك با كبري چت مي كرد .كبري گفت تصميم بزرگي گرفته است.كبري تصميم داشت حسنك را رها كند و ديگر با او چت نكند چون او با پتروس چت مي‌كرد.

پتروس هميشه پاي كامپيوترش نشسته بود و چت مي كرد.پتروس ديد كه سد سوراخ شده اما انگشت او درد مي كرد چون زياد چت كرده بود.او نمي دانست كه سد تا چند لحظه ي ديگر مي شكند.

پتروس در حال چت كردن غرق شد.

براي مراسم دفن او كبري تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود اما كوه روي ريل ريزش كرده بود .

ريزعلي ديد كه كوه ريزش كرده اما حوصله نداشت.

ريزعلي سردش بود و دلش نمي خواست لباسش را در آورد .

ريزعلي چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت.

قطار به سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد. كبري و مسافران قطار مردند.

اما ريزعلي بدون توجه به خانه رفت.

خانه مثل هميشه سوت و كور بود .

الان چند سالي است كه كوكب خانم همسر ريزعلي مهمان ناخوانده ندارد او حتي مهمان خوانده هم ندارد. او حوصله ي مهمان ندارد.

او پول ندارد تا شكم مهمان ها را سير كند. او در خانه تخم مرغ و پنير دارد اما گوشت ندارد او كلاس بالايي دارد او فاميل هاي پولدار دارد.

و آخرين بار كه گوشت قرمز خريد چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت.

اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنياي ما خيلي چوپان دروغگو دارد به همين دليل است كه ديگر در كتاب هاي دبستان آن داستان هاي قشنگ وجود ندارد
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 20:16  توسط علیرضا   | 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 14:21  توسط علیرضا   | 

سلام به همه دوستای خوبم این پست وفقط واسه یه تشکر ویژه

از یه سری دوستامه که همیشه بهم لطف دارن و به بلاگ سر میزن و خییلی خیلی لطف دارن

اول از همه که خوب ملومه آقا شهرام گله

 دوم لی که خیلی گله و بهم کمک میکنه تا آمارم بالا بره

سوم   مینووی عزیز که اونم همیشه بهم لطف داره و عزیزه

چهارم هم مریمه که دیگه اصلا حرف نداره تکه تکه

آخر هم از ایلانا ی عزیزم ممنون

 

سر آخر هم که دیگه چی  بگم مریم عسلی نباشه وبلاگ کلا تعطیل میشه

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 12:59  توسط علیرضا   | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 1:43  توسط علیرضا   | 

 

من کی هستم؟!

 من« دوشيزه مکرمه» هستم، وقتي زن ها روي سرم قند مي سابند و همزمان قند توي دلم آب مي شود.

من «مرحومه مغفوره» هستم، وقتي زير يک سنگ سياه گرانيت قشنگ خوابيده ام و احتمالاً هيچ خوابي نمي بينم.

من «والده مکرمه» هستم، وقتي اعضاي هيات مديره شرکت پسرم براي خودشيريني 20 آگهي تسليت در 20 روزنامه معتبر چاپ مي کنند.

من «همسري مهربان و مادري فداکار» هستم، وقتي شوهرم براي اثبات وفاداري اش- البته تا چهلم- آگهي وفات مرا در صفحه اول پرتيراژترين روزنامه شهر به چاپ مي رساند.

من «زوجه» هستم، وقتي شوهرم پس از چهار سال و دو ماه و سه روز به حکم قاضي دادگاه خانواده قبول مي کند به من و دختر شش ساله ام ماهيانه فقط بيست و پنج هزار تومان ، بدهد.

من «سرپرست خانوار» هستم، وقتي شوهرم چهار سال پيش با کاميون قراضه اش از گردنه حيران رد نشد و براي هميشه در ته دره خوابيد.

من «خوشگله» هستم، وقتي پسرهاي جوان محله زير تير چراغ برق وقت شان را بيهوده مي گذرانند.

من «مجيد» هستم، وقتي در ايستگاه چراغ برق، اتوبوس خط واحد مي ايستد و شوهرم مرا از پياده رو مقابل صدا مي زند.

من «ضعيفه» هستم، وقتي ريش سفيدهاي فاميل مي خواهند از برادر بزرگم حق ارثم را بگيرند.

من «بي بي» هستم، وقتي تبديل به يک شيء آرکائيک مي شوم و نوه و نتيجه هايم تيک تيک از من عکس مي گيرند.

من «مامي» هستم، وقتي دختر نوجوانم در جشن تولد دوستش دروغ پردازي مي کند.

 من «مادر» هستم، وقتي مورد شماتت همسرم قرار مي گيرم چون آن روز به يک مهماني زنانه رفته بودم و غذاي بچه ها را درست نکرده بودم.

من «زنيکه» هستم، وقتي مرد همسايه، تذکرم را در خصوص درست گذاشتن ماشينش در پارکينگ مي شنود.

من «ماماني» هستم، وقتي بچه هايم خرم مي کنند تا خلاف هايشان را به پدرشان نگويم.

من «ننه» هستم، وقتي شليته مي پوشم و چارقدم را با سنجاق زير گلويم محکم مي کنم و نوه ام خجالت مي کشد به دوستانش بگويد من مادربزرگش هستم... به آنها مي گويد من خدمتکار پير مادرش هستم.

من «يک کدبانوي تمام عيار» هستم، وقتي شوهرم آروغ هاي بودار مي زند و کمربندش را روي شکم برآمده اش جابه جا مي کند.

  من «بانو» هستم، وقتي از مرز پنجاه سالگي گذشته ام و هيچ مردي دلش نمي خواهد وقتش را با من تلف بکند.

من در ماه اول عروسي ام؛ «خانم کوچولو، عروسک، ملوسک، خانمي، عزيزم، عشق من، پيشي، قشنگم، عسلم، ويتامين و...» هستم.

 من در فريادهاي شبانه شوهرم، وقتي دير به خانه مي آيد، چند تار موي زنانه روي يقه کتش است و دهانش بوي سگ مرده مي دهد، «سليطه» هستم.

  من در ادبيات ديرپاي اين کهن بوم ؛ «دليله محتاله، نفس محيله مکاره، مار، ابليس، شجره مثمره، اثيري، لکاته و...» هستم.

  دامادم به من «وروره جادو» مي گويد.

  حاج آقا مرا «والده» آقا مصطفي صدا مي زند.

من «مادر فولادزره» هستم، وقتي بر سر حقوقم با اين و آن مي جنگم.

  مادرم مرا به خان روستا «کنيز» شما معرفي مي کند.

                                                                       من کیستم؟ 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 19:15  توسط علیرضا   | 

     1  با 2  3ztzsjm.gif 

 1 -خسته شدم ازت2mo5pow.gif

2 -خدا چیكار كنم از دست اینgaah.gif

 

1-مگه من چیكار كردم154fs232528.gif

 

2-خوب گریه نكن ببخشیدconsoling2.gif

 

شهرااام جانم حالش چطوره؟؟ خوووبی داداشی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 0:3  توسط علیرضا   | 

 

سلااااااااااااااااااااااام

بچه یه چیزی "من هیچ وقت بیخودی به کسی فحش یا چرت و پرت نمیگم  نمیدونم کیه که از ما بدش میاد بهر حال اینو گفتم که بدونید اگه کسی چیزی گفت و آدرس بلاگ منو گذاشت معنیش  این نیست که من بودم     بسوزه اون که از من بدش میاد

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 14:23  توسط علیرضا   |